محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
469
مخزن الأدوية ( ط . ج )
سماق الدباغين گفتهاند مازوى ريزه دانه كوهى است و جمعى برگ سماق دانستهاند و دباغان به آن جلود رقيقه را دباغت مىنمايند . طبيعت آن : بسيار بارد و قابض است . افعال و خواص آن : در جميع افعال مانند سماق است و قبض اين بيشتر . سمانى به ضم سين و فتح ميم و الف و كسر نون و يا در مازندران ورده و در ديلم وشم به ضم واو و شين معجمه و به عربى قتيل الرعد نامند جهت آنكه گفتهاند كه چون آواز رعد بشنود مىميرد و اصلى ندارد و گويند غذاى آن اكثر خربق است و اصلى ندارد و خايف و جبانترين طيور است و به هندى آن را بتير نامند . ماهيت آن : از طيور معروفه و غير سلوى است و چهار نوع مىباشد يكى بزرگ و آن را به هندى كهاكس و كرچه گويند و دويّم از آن كوچكتر و آن را الوه و سيّم از آن كوچكتر و در گردن آن طوقى سياه منقط به نقطههاى سفيد و اين را به هندى چنك و كود و چهارم از همه كوچكتر و رنگ آن زرد و سرخ به هم آميخته و اين را به هندى توره نامند . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : گوشت آن كثير الغذا و مسمن بدن و نرم كننده بشره و مدر بول و مفتت حصات و جهت وجع مفاصل بارد نافع و بالخاصيه مورث رقت قلب خصوصاً دل آن و مبهى و مهيج باه زنان و پخته آن بهتر از كباب آن است و اكثار آن مورث صداع و كزاز و تشنج و تمدد و مصلح آن در آب شيرين و روغن كنجد و يا بادام جوشانيدن و با روغن بادام و يا روغنهاى ديگر و آب انار ترش به فانيذ شيرين كرده خوردن و خوردن بيضه آن مورث فصاحت تكلم اطفال قبل از وقت و ضماد شق كرده آن جاذب سم هوام و لعوق زهره آن به قدر حبه با عسل هر روز جهت صرع بيعديل و قطور خون آن در گوش جهت تسكين درد آن و در چشم جهت جلاى آثار و رفع بياض و طلاى سرگين آن جهت كلف و نمش و بخور پر آن رافع تبها است و امين الدوله از خواص آن بيان نموده كه يك عدد آن را به تمامى چون مشوى نمايند كه چيزى از آن طرح نشود تناول آن باعث شفاى سگ ديوانه گزيده مىشود . سمسم به فتح سين و سكون ميم و كسر سين مهمله و ميم و مشهور به كسر هر دو سين است به لغت حبشه جلجلان و به فارسى كنجد و به هندى تل به كسر تاى مثناة فوقانيه نامند . ماهيت آن : معروف است و بهترين آن سفيد تازه چرب باليده آن است قوّت آن تا دو سال باقى مىماند و در اكثر بلاد خبازان مقشر آن را بر روى نان مىپاشند و حلواييان از آن حلوا مىسازند و روغن آن كه دهن الحل به حاى مهمله نامند معمول و معروف و در اكثر ادهان و مراهم داخل است و در بعضى حلاوى نيز داخل مىكنند زود متغير و متكرج و فاسد نمىگردد به سبب لزوجت و غلظتى كه دارد و بزر روغن ناگرفته آن خصوص كه مقشر نكرده باشند ديرتر و مقشر آن زودتر فاسد مىگردد . طبيعت آن : در آخر اول گرم و تر و با رطوبت لزجه و در دويّم گرم و تر نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : مغرى و مفتح و صالح الكيموس قليل الغذا و مسمن بدن و ملين صوت و خشونت حلق به سبب غرويتى كه دارد و مصلح اخلاط سوخته و مواد سوداويه و ملين امعا و مقعده و محلل اورام حاره و آشاميدن آن با شراب جهت گزيدن عقرب و افعى و با هم وزن آن شكر و خشخاش و نصف آن مغز بادام مقشر و عشر آن بيخ ابيض كه هر روز از مجموع آن يك اوقيه تناول نمايند جهت فربه نمودن بدن و تقويت باه مجرب و مولد پيه گرده و شيره كوبيده آن با نبات جهت رفع سوزش معده و مرى و ترش شدن رطوبت معده سوداوى و حرقت و لذع ادويه مشروبه و خلط حاد و شرب شراب و جهت تليين معده و امعا و دفع سنگ گرده به شرط مداومت بر آن مدتى نافع و خوردن دو درم آن با يك درم گردكان سوخته جهت قطع خون بواسير مجرب و آشاميدن آب طبيخ آن با نخود مدرحيض و مسقط جنين و چون دو اوقيه آب طبيخ آن را با شراب و نقيع مويز يك اوقيه و نيم روغن كنجد و نيم اوقيه انيسون ناشتا بنوشند جهت رفع خارش دموى و بلغمى و درشتى جلد و شقاق مجرب دانستهاند و با فانيذ انفع و به دستور با نقيع صبر و زبيب و لعوق آن جهت سرفه و امراض سينه و قروح شش نافع و با بزر كتان جهت تقويت باه و ازدياد منى و آشاميدن ساييده آن با شراب جهت رفع قولنج و قولون و گزيدن مار شاخدار . المضار : بطى الهضم و مصلح آن بريان نمودن و با عسل و يا مرى خوردن باعث سرعت انحدار آن است و به دستور با قشر آن و مورث بدبويى دهان خصوص كه از آن در بين دندانها بماند و مصدع و مصلح آن عسل . مقدار شربت آن : پنج درم . بدل آن : تخم كتان و ضماد آن محلل اورام و ملين جلد بدن و رافع آثار سياهى و وشم اخضر و سطبرى عصب و قولنج و گزيدن مار شاخدار و سوختگى آتش و بعد سوختگى به زودى مانع آبله و تسكين وجع و الم آن و نطول آب برگ آن باعث درازى موى و سياهى آن و رافع جوش سوداوى و سر و ضماد مطبوخ آن با